
احمد جلالی جوان به روایت دکتر احمد جلالی(2)
مشی دانشجویی
در آن روزها که از جانب بزرگترها توصیه های مختلف و گاه متناقضی در باب مشی ما دانشجویان در دانشگاه به ما می شد. بعضی می گفتند که روزگار تقیه است و باید دم نزنید و عافیت بطلبید تا حرام نشوید،تا دانشگاهتان تمام شود به جایی برسید و آن وقت کاری بکنید.در مقابل بعضی دیگر می گفتند که وظیفه این است که بگویید و بنویسید و خطرها را استقبال کنید.در همان جلسه کوچک و صمیمی نظر ایشان(آیت ا... طالقانی) را پرسیدم. پکی به سیگار نااشنویی که در دست داشت زد و گفت: «چرا از من می پرسید؟ در دانشگاه مجتهد شمایید. ما باید از شما بپرسیم که در دانشگاه چه باید کرد»!
مستقل فکر کنید
این توصیه به همان سیاق همیشگی او بود که به آدم ها و جوان هایی که در مقابلش زانو می زدند به آن ها شخصیت می داد و به آن هایاد میداد ک خودشان کسی هستند و باید متکی به نفس باشند و مستقل فکر کنند و تصمیم بگیرند طبیعتا این روش منافاتی با استفاده از تجربه و دانش بزرگترها نداشت آما روحییه سلب مسئولیت و صرفا چشم دوختن به دهان دیگرانی را که بسیاری از اوقات خارج از گود بودند و صلاحیت اجتهاد در صحنه را نداشتند نمی پذیرفت.
عالم دین ، عالم دین است اما تشخیص موضوع همواره با او نیست و همگان میباید در این تشخیص و یافتن راه عمل سهیم شوند .
محراب مسجد هدایت
وقتی در محراب مسجد هدایت می نشست و در حلقه جوان های دانشگاهی و فعال آن روز تفسیر می گفت بسیار اتفاق می افتاد که در میانه کلام رو به آن ها می کرد و می پرسید: «نظر شما چیه؟» این نظر خواهی یک تظاهر و یا تاکتیک روانشناسانه نبود. واقعا نظر مخاطب را می پرسید و اعتنا می کرد.
