بسمه تعالی
کانون رهپویان وصال یک مجموعه فرهنگی است که در سال 76 توسط تعدادی از فارغالتحصیلان دانشگاه شیراز با هدف فعالیت فکری و فرهنگی در میان جوانان شیراز آغاز به فعالیت نمود.
اسامی تعدادی از موسسان کانون و تحصیلات آنها به شرح زیر است:
1- سید محمد انجوی نژاد- کارشناسی ارشد مدیریت. نامبرده پس از پایان دوره تحصیل دانشگاهی خود در سال ۷۴؛ در سلک روحانیت وارد شد و به سرعت در این زمینه پیشرفت نمود.
2- دکتر سعید قاضیپور- پزشک عمومی
3- محمد دهداری زاده- کارشناسی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد تجارت الکترونیک
4- موسی قندی- کارشناسی مدیریت
5- علی مدبری- انصرافی سال سوم مهندسی شیمی (به دلیل ضایعه مغزی نخاعی ناشی از جنگ تحمیلی)- دبیر آموزش و پرورش
تا حدود یک سال برنامهی کانون عبارت بود از جلسات هفتگی سخنرانی و توسل به اهل بیت در مناسبتها و اردوهای سیاحتی و زیارتی مختلف. مخاطبین آن نیز عبارت بودند از جوانان دبیرستانی. موضوعات سخنرانی نیز بدون استثنا موضوعات اجتماعی و مورد نیاز نسل جوان بود. به مرور زمان فعالیت کانون و دایره اعضای آن گسترش یافت و مراکز فرهنگی و خدماتی اقماری آن نیز به همت همان اعضا که اکنون دانشجویانی در سراسر کشور بودند ایجاد گردید. در سالهای 79 و 80 تعداد شرکت کنندگان در جلسات هفتگی به مرز دوهزار نفر رسید که نه تنها در شیراز بلکه در ایران چنین جمعیت ثابتی که هر هفته دور هم جمع شوند – با هر موضوع و بهانهای- بی نظیر است. تعداد اعضای دارای عضویت رسمی چندین برابر این تعداد بود. در مراسمات مذهبی مهم مانند لیالی قدر و مراسمات تاسوعا و عاشورا جمعیت به 50 هزار نفر می رسید به نحوی که تمامی خیابانهای منتهی به محل قرق و مسدود می گردید. در مراسم اعتکاف در سال 1381 در مسجد جمعه شیراز بیش از 3 هزار نفر شرکت داشتند و جالب است که شرائط حضور در اعتکاف شامل این موضوع بود که: "شرکت کنندگان می بایست دانش آموز و یا دانشجو باشند."
از مهمترین شاخصه های کانون می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1- توانایی مدیریتی بالا. برای نمونه کانون در 10 سال گذشته 20 سفر مشهد مقدس برگزار نموده که به جز چندتای اول همه سفرها بالای 10 اتوبوس و در چند مورد کاروانی شامل قریب 50 اتوبوس براه انداختهشد. که در هیچ کدام از این سفرها اتفاق ناگواری رخ نداده است. در حالی که تمامی دستاندر کاران برگزار کننده اردو اعم از بودجه و هماهنگی اتوبوسها و اسکان و... همه از جوانان دانش آموز و دانشجوی حوالی 20 سال بودهاند. که این خود موجب تربیت نسلی از جوانان با تواناییهای اجتماعی و مدیریتی بالا گردیده است.
2- از دیگر شاخصه های این مجموعه دوام طولانی مدت و توسعهی آن و همه جانبه بودن فعالیتهای اعضای آن اعم از سیاسی، فرهنگی، علمی و اجتماعی است. برای مثال اولین مجموعه اقماری کانون، موسسه خیریهای بود که در درجه اول اعضای کم بضاعت کانون و در درجه بعد دیگران رو مورد پوشش خود قرار داد. تاسیس موسسه علمی نخبگان جوان، تشکیل گروه انفورماتیک و اینترنت، تاسیس شاخه دانشجویان ، تاسیس گروه امداد و نجات که در حوادث طبیعی اخیر حضور فعال داشته اند(که حضور آنها در حادثهی بمبگذاری و کمکهای اولیه آنها موجب کاهش چشمگیر تلفات گردید)، تاسیس گروه جهادی برای عمران و آبادانی روستاها، تاسیس شاخهی طلاب کانون، تشکیل دوره های آموزشی درسی و غیر درسی و همایشهای مختلف از سوی این گروهها و موسسات، از جملهی فعالیت کانون در شیراز بودهاست.
3- شاخصه دیگر کانون میزان بالای تحصیلات گردانندگان و شرکت کنندگان در کانون و همچنین درصد بالای قبولی با رتبه های ممتاز در کنکور سراسری است که به نوع خود بی نظیر است. حضور تعداد بالای فارغ التحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دانشجویان دکتری در کانون گواه فضای علم وعالم پرور و روشن بینی حاکم بر فضای کانون است. مگر نمیگویند که هر چیزی را با محصول آن باید سنجید؟ این جوانان محصول کانونند که قطعا آیندهسازان این مرز و بوم خواهند بود.
4- دیگر مشخصه کانون مردمی بودن آن به طور کامل است. به طوری که رشد و توسعه کانون نه تنها مورد حمایت نهاد های مسوول در شیراز قرار نگرفته، بلکه در بسیاری موارد برای آن ایجاد مشکل و محدودیت نیز صورت گرفته است. هزینه های جاری نیز تنها از کمکهای مردمی تامین میگردد. هیچگاه طرح صد تومانی را فراموش نمیکنم. طرحی که به واسطهی آن ، دراوان مشکلات مالی کانون، ما دانش آموزان هر هقته صد تومان از پول توجیبی خود را صرف کمک به کانون می کردیم!
5- دیگر مشخصه کانون؛ پدیدهای بود به نام سید محمد انجوی نژاد! جوان سی ساله 76 و 40 ساله اکنون. کسی که تمام زندگی خود را صرف کانون و فعالیت فرهنگی نمود. کسی که تنها داراییش همان پیکانیست که در طول هفته نیمی از ایران را با آن می پیمود و در شهرها و دهات مختلف سخنرانی و روشنگری می نمود. و هنوز هم همین کار اوست. کسی که به دلیل شیمیایی شدن در جنگ از سال 68 دکترها او را رو به موت دانسته اند و هیچ تضمینی جسمانی برای او وجود ندارد. همان که پس از هر سفر مشهد سه روز بستری میشد، همان که شاهد بودم هر زمان در شیراز بود در روز 14 ساعت مطالعه می کرد، همان که در منبر هایش بدون هیچ تعارفی نقدهای خود بر مسوولین را عنوان می نمود! کسی که در 10 سال گذشته هزاران سخنرانی در این کشور ایراد نموده که هیچیک تکراری و بی محتوا نیست! همان که در دو سال مسوولیت خود در ستاد امر به معروف و منکرات شهر مشهد؛ کمیتهی خوفناک را به مرکز مشاوره و درمان مشکلات روحی و خانوادگی بازداشت شدگان تبدیل نموده بود، همان که در هر ساعتی از شبانه روز که با او کار داشتی در خانهاش به رویت باز بود! همان که در سال 1380 سخنرانی هیئت علیه هیئت را مطرح نمود! کسی که از همان ابتدا در کانون اعلام کرد که کسی حق احساس مسوولیت و تذکر به دیگران در مورد حجاب و تیپ ظاهری و... را ندارد! همان کسی که به ما یاد داد این انقلاب، انقلاب پابرهنگان بوده است! کسی که از قول امام به ما یاد داد اگر در راه مطالبات انقلابیتان مسئولین شما را از در بیرون کردند از پنجره وارد شوید، کسی که پا را از خط رهبری فرا نگذاشت و داد مظلومیت و تنهایی او را سر می داد و مسئولان را بر بی توجهی به منویات رهبری تخطئه می نمود، کسی که به ما یاد داد میتوان و باید تهجد و زهد و تقوا و خودسازی فردی را با علم و تفکر و جهاد و مبارزه و حضور اجتماعی و احساس مسئولیت همراه نمود و ... کسی که رسما با شبکه مخوف مفاسد اداری و اقتصادی و بهائیت شیراز اعلام جنگ نمود و آنها را به مبارزه دعوت نمود!
به نظر شما چه جایی بهتر از این مجموعه برای بمب گذاری وجود دارد؟ و چه فرصتی از این بهتر که عقدههای فروخوردهی بعضی از کانون و اعضا و گردانندگان آن سر واکند و آنها را مقصر جلوهدهد؟ و برای توجیه از آبروی نظام و رهبری خرج نماید! دیگر آبروریزی از این بالاتر که همگان ماجرا را فهمیدند ولی تریبونهای رسمی دولتی ماجرا را طور دیگری روایت میکنند؟ در کدام یک از وقایع تروریستی نظام ما بی آبروشد که اکنون عدهای از مسولین علت عدم اعلام رسمی حقیقت را حفظ آبروی نظام در تامین امنیت اعلام کردهاند! آیا اعلام مظلومیت ملت ایران بیآبروئیست؟ آری قطعا بیآبروئیست! آنجاییکه خدا را ناظر ندانیم و به جای آن بازرسان و مسوولان بالادستی را ناظر بدانیم.
آری ما تلاش خود را کردیم که خون شهدا پایمال نشود و پس از این هم کوتاه نخواهیم آمد. اما گویا خداوند جور دیگری صلاح میداند و ما در کانون یاد گرفتهایم که:
" عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم"
به امید خداوند و به همت دوستان نمیگذاریم که این خون پایمال گردد. بنابر این دستگاه اداری شیراز بداند که تا پاکسازی نظام اداری و امنیتی و قضایی شیراز از عناصر بی کفایت و بیلیاقت و فاسد! و سپردن این جایگاههای مقدس به اهلش از پا نخواهیم نشست!
