تبليغاتX
یادداشت های کانون فرهنگی به سوی فردا

                                                 

                                                          

                                                                         سید حسن فغان نوملی

 

این ستور صرفا یک دغدغه شخصی است که به نظرم لازم است سایر دوستان فعال هم این موضوع اساسی را به این جهت که خود در حال حاضر در مجموعه ها فعالیت می کنند ویا در حال ادامه فعالیت در حوزه های دیگر هستند وهنوز پا به کارند و می توانند حرکتی در این حوزه بکنند..،مد نظر قرار بدهند

 ولاجرم ما حاملان نسل آینده انقلاب خواهیم بود .

یادم می آید یکی از دوستان فارغ التحصیل بعد از خوردن غذای نیم خورده ی  روی میز غذا که خودچای تامل بود نکته ای تامل برانگیز تر را در باب نسبت فضای آرمانی وواقعی بیان نمودند که هنوز در ذهن من هست ایشان می گفتند:((... شما هنوز وارد زندگی واقعی وفضای بیرون از دانشگاه  نشده اید و بسیاری از زشتی های زندگی وسختی های آنرادرک نکرده اید...دغدغه ی بسیاری از دوستان  ما که فارغ التحصیل شده وتشکیل زندگی داده اند این است که فرزندان خود رادر آینده برای آموزش وپرورش به کجا بسپارند.آیا به این مهد کودک های معمول بسپارند که به نام حرکات موزون به آنهارقص یاد بدهند{ ویا هر روز کودکمان را در لباس اسپیدر من،بتمن،سوپرمن واین من ها به خانه بفرستند- یعنی دست ساخته های همان هایی که ما هر روز صبح وشام به ذعم خودمان با آنها در حال مبارزه ایم -غافل از این که دستگاه تکثیر فرهنگ منحطشان محصولش را در خانه ی خودمان بیرون میدهد}...))

توصیه میکنم به دوستان فیلم کارتونی جوزف(همان یوسف خودمان) بیندازید –این داستان جالب است در چندین جا غلط تاریخی داردوهمچنین مملو از بد حجابی های شخصیت های داستان است و ....واز این دست محصولات فرهنگی!!!فراوان است که همگی دیده ایم ...

البنه آن دوست فهیممان مطالبی را نیز مدرسه های گروه های منحرف دینی (مشخصا انجمن حجتیه )وحتی نفوذ برخی از اعضای این گروه در سیستم آموزش وپرورش تا رده های بالا همچومپن وزارت نیز مطالبی بیان کردند که جای تامل است...

قصد گیر دادن به اهالی فرهنگ ویا مسوولین فرهنگی را ندارم وفقط می خواهم  این سوال را ازخودم وشما بپرسم که آیا چقدر به این موضوع اندیشیده ایم؟وچقدر در راه حل این مشکل قدم بر داشته ایم ؟وآیا چه برنامه ای برای تربیت فرزندان آینده مان که نسل آینده ی انقلاب هستند داریم؟که به قول دکتر شریعتی فرزندانمان به ما نگویند((...پدر،مادر شما متهمید!!))

+ ثبت شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 3:14  توسط به سوی فردا  | 

اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا

يكي از زمينه‌هاي فعاليت اجتماعي شهيد «آيت‌الله دكتر بهشتي» همكاري مستقيم يا غيرمستقيم با كارهاي دسته جمعي بود كه در جهت ايجاد يك جامعة نمونة اسلامي صورت مي‌گرفت. اگرچه علاقه به اين فعاليت‌ها از اوان نوجواني در منش و روش او جلوه داشت، اما ورود به زندگي اجتماعي و بيش از سي سال شركت در اينگونه تلاش‌ها و همراه ساختن عمل اجتماعي با ارزيابي نقادانه از شيوة كار و تلاش جمعي و دستاوردهاي آن در جامعة‌ ايراني، در ساختن شخصيتي كه بعدها به عنوان مديري مدبر، دورانديش، نهادساز، برنامه‌ريز و پايبند به اصول كار جمعي بروز كرد تأثيري بسزا داشت.
يكي از اين تلاش‌هاي جمعي، همكاري با انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان ايراني در اروپا در جهت گسترش انجمن‌ها، ارتقاي كمي و كيفي آن‌ها و شكل‌گيري «اتحادية انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا (گروه فارسي زبان)» بود. اگرچه انديشة تشكيل اتحاديه، به تصريح دكتر بهشتي در صفحاتي كه در پي مي‌آيد، از جانب تعدادي از دانشجويان مسلمان ايراني فعال كه هدف آن ايجاد تشكلي بر محور اسلام به مثابه آئين زندگي فردي و جمعي بود، اما نقش مهم دكتر بهشتي، به عنوان مدير «مركز اسلامي هامبورگ» طي سالهاي 49ـ1344 و پس از بازگشت به ايران تا لحظة شهادت، در پيوند انديشة ‌اسلامي با مبارزات دانشجويي خارج از كشور و پيشرفت و توسعة اين تشكل دانشجويي فعال و مؤثر، انكارناپذير است. بايد توجه داشت كه تا آن زمان، تشكل اساسي اسلامي، از جمله انجمن‌هاي اسلامي كه به منظور رسيدگي به مسئلة‌ دانشجويان ايراني در برخي از شهرهاي كشورهاي اروپايي تشكيل شده بودند بطور پراكنده فعاليت مي‌كردند و تشكل‌هاي غيراسلامي مثل كنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايراني نقش اصلي را در مبارزات دانشجويي عليه نظام حاكم بر ايران ايفا مي‌كردند. با شكل‌گيري اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان (گروه فارسي زبان) و گسترش آن و مديريت مدبرانة هيأت‌هاي مديرة انتخابي، اين تشكل به رساترين صداي نهضت اسلامي ايران در خارج از كشور تبديل شد كه در تثبيت رهبري امام خميني، افشاگري نسبت به سياستهاي ظالمانة نظام شاهنشاهي، سياست‌هاي سلطه‌طلبانة ابرقدرت‌ها در منطقه و جهان و پشتيباني از نهضت‌هاي آزاديبخش اسلامي، از جمله مبارزات مردم فلسطين، نقشي بس مهم ايفا كرد. نوع رابطة دكتر بهشتي با اين تشكل، نقطه‌نظرهاي او در زمينة‌ تشكيلات و سازماندهي، ايده‌هاي مطرح شده در جهت پويايي و استقلال سازمان نامبرده و ده‌ها نكتة ديگر، خواندن مجموعة‌ حاضر را براي پژوهشگران تاريخ نهضت اسلامي ايران و جنبش‌هاي دانشجويي خارج از كشور، علاقه‌مندان به كار جمعي و حزبي و ايجاد تشكل‌هاي پايدار و بطور غيرمستقيم، نيز كاوشگران عرصة‌ جامعه‌شناسي دين جالب توجه مي‌سازد.
مجموعة‌ حاضر شامل چهار بخش گوناگون اما مرتبط است. در بخش نخست، مجموعة‌ نظرهاي مشورتي دكتر بهشتي در نشست پنجم مجمع عمومي اتحاديه در سال 1348 (1969م) و در بخش دوّم، نظرهاي مشورتي ارايه شده توسط ايشان در نشست ششم اتحاديه در سال 1349 (1970) آمده است. در بخش سوّم و چهارم نظرهاي مشورتي دكتر بهشتي كه طي پيام‌هايي براي اتحاديه ارسال گشته، آمده است.
اين مجموعه همزمان با چهلمين سالگرد بنيانگذاري اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا (گروه فارسي زبان) منتشر شده تا در بزرگداشت و فهم بهتر اين پديدة مهم تاريخ جنبش دانشجويي كشورمان سهم خود را ايفا كرده باشد.

اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا‌
نوبت چاپ: اول 1386
قيمت: 2500 تومان
تعداد صفحات: 179
قطع: رقعي

منبع: سایت بنیاد شهید بهشتیhttp://beheshti.org/farhangi/etehadieh.asp

+ ثبت شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:9  توسط به سوی فردا  | 

دستهای نا پیدا

                        منیره محمدی فر (انجمن به سوی فردا تربت حیدریه)

می خواهم از چیزی برایتان بگویم که دلم نیامد تنها خودم بدانم ، دوست دارم شما را هم به این بینش و بصیرت میهمان کنم . بعد از خواندن این کتاب ، برق تعجب بود که تا ساعت ها در چشمانم موج می زد ، گویی سطلی از آب یخ بر سرم ریخته باشند ، انگار که از یک خواب عمیق بیدار شده ام . رسالتی سنگین را بر شانه هایم احساس می کنم ، حلقه ی اشک سرگردانی که از اندوه جهل و نادانی در چشمانم بی قراری می کند ، تازه فهمیدم که به عنوان یک جوان چقدر ارزشمندم و در چه جایگاهی قرار گرفته ام . به دعوت دوستی کتابی را گرفتم با عنوان دست های ناپیدا .

این کتاب خاطرات یک جاسوس انگلیسی است در کشورهای اسلامی .  تمام ظرافت ها و جزئیاتی که بیگانگان بر آن نظر دارند و برای آن برنامه ریزی می کنند ولی ما ساده و سطحی از کنار آن می گذریم ، آنچه خود داریم بی ارزش می پنداریم ، در حالیکه آنها حاضرند برای نابودیشان بهای هنگفتی را بپردازند . آنها حتی برای نابودی یک نفر ، در یک روستا ، یا یک محله ی دور افتاده مجدانه تلاش می کنند و باور دارند که آن یک نفر اگر ملحد و بی دین شود در آینده خواهد توانست مردمان دوست ، همسایه ، روستا ، شهر و حتی یک کشور  را نسبت به دین و اسلام و قرآن بدخواه و بد بین کند .

اعترافات این مزدور انگلیسی در کتابی جمع آوری شده به نام دست های ناپیدا ، که توصیه می کنم آنرا حتماً بخوانید . در تمام مدتی که مشغول خواندن این کتاب هستید به این فکر می کنید که در قرآن و اسلام چه گوهر و چه قدرتی نهفته است که آنها از اشاعه ی اسلام و آموزش قرآن چنین هراسناک اند و سخت در تلاش اند تا آنرا برای ما وارونه جلوه دهند و در حالیکه خود به بهای سوختشان سخت محتاج اند و چرخ های اقتصادیشان در حال ایستادن است و توان و قدرتشان رو به رکود است ، حاضرند از سرانه ی افرادشان کم کنند و بر هزینه های ملیاردی من و تو بیافزایند .    پس من و تو خیلی ارزشمندیم . از نفتی هم که همه بر سر آن دعوا دارند هم قیمتمان بالا تر است . آنها برای رسیدن به یک هدف پست و پوچ مادی چه رنج ها که تحمل نمی کنند  ، این مرد بیگانه زبان عربی را چنان آموخته و مسلط شده که هیچکس به او حتی شک نمی کند ، و حالا امروز من و شما فقط نام مسلمانی را با خود یدک می کشیم ، کی حاضریم وقت صرف آموختن کنیم برای دفاع از آرمانهایمان؟

در حالیکه هدف ما صد برابر با ارزش تر از اهداف پست و مادی آنهاست .  این مرد انگلیسی چنان بر آیات قرآن مسلط شده و آنها را زیرکانه در برابر سوال ها و فلسفه ها به کار می گیرد که من حقیر از کم کاری و جهل خودم نسبت به دینی که ادعای آنرا دارم شرمنده شدم . از اینکه قرآن را مثل یک غریبه در گوشه ی خانه هایمان جا داده ایم ، ولی افسوس و صد حسرت که شبی یک آیه از آن را حتی نگاه کنیم ، اما آنها قرآن را خواندند و فهمیدند چه برنامه ی عظیم و جاودانه ای است و برای همین در صددند تا ما را از آن دور کنند و اما داستان مستر همفر :

از زبان خود این جاسوس :

در آن مغازه با جوانی به نام عبدالوهاب آشنا شدم ، او جوانی بسیار بلند پرواز و تند خو بود و از حکومت ناراضی . به این ترتیب من گمشده ای را که دنبالش بودم را یافتم . قوی ترین رابطه ها را با او ایجاد کردم ، همواره او را تشویق می کردم و می گفتم اگر پیامبر زنده بود تو را جانشین خود می کرد . امیدوارم اسلام به دست تو احیا شود . تصمیم گرفتم با محمد قرآن را تفسیر کنیم .

 من می خواستم او را در دام بیندازم و او هم  با قبول نظرات من می خواست اثبات کند که فرد صاحب رأی و آزاد اندیشی است . یک بار درباره ی حرام بودن شراب با او صحبت کردم ، او هرچه به آیات استدلال کرد من رد کردم و گفتم : تمام خلفا از یزید و معاویه گرفته ، همه شراب می نوشیدند یعنی همه ی آنها گمراه بودند و تو در راه درستی . آنان که به کتاب و سنت خدا از من و تو نزدیک تر بودند . تازه عمر هم شراب می خورد . اگر شراب حرام بود پیامبر او را کیفر می داد .

مجازات نکردن پیامبر یعنی حلال بودن شراب . من گفتم : اگر شراب مست کننده نباشد ممنوع نیست . او در جواب گفت : من هم شنیده ام بعضی ها مستی آن را با آب رفع می کنند . کمی او را نرم کردم و بعد از صفیه ( زنی که به درخواست من به عقد موقت عبد الوهاب در آمده بود و  تحت پوشش وزارت مستعمرات انگلیس بود و کارش فساد جوانان بود ) خواستم که به او شرابی سخت بیاشامد تا به این ترتیب ترس انجام کار های خلاف شرع  را در او از میان ببرم . و در این کار من و صفیه موفق شدیم . و روز بعد در او آثار رخوت و سستی را دیدم و خشنود شدم . یادم آمد از سخنی که وزیر مستعمرات انگلیس به هنگام خداحافظی به من گفته بود . او گفت : ما اسپانیا را بات زنا و شراب از مسلمانان گرفتیم . باید بکوشیم دیگر کشور ها را با همین دو نیروی بزرگ فتح کنیم . مدتی گذشت ، روزی به او گفتم نماز واجب نیست . برافروخته شد و گفت : چگونه ؟

گفتم : خدا می گوید نماز را به یاد من به پا دار . پس اگر هدف از نماز یاد خداست می توان به جای نماز در وقت اذان به یاد خدا بود . عبد الوهاب سکوتی معنا دار کرد و من قلباً از این سکوت خشنود شدم و آنقدر در این نظر اصرار کردم تا بلاخره دیدم جدیتی در نماز ندارد . گاهی می خواند و گاهی نه . بویژه نماز صبح که بیشتر مواقع نمی خواند .

 شبها تا نیمه با او بحث می کردیم و بیدار می ماندیم و او صبح از برخاستن برای نماز صبح ناتوان می شد . اینگونه من به تدریج رخت ایمان را از او به در کردم . هر ماه نتایج را برای وزارت می نوشتم و پاسخ آنها به اندازه ی کا فی مرا خشنود می ساخت تا اینکه یک روز صبح به او گفتم : دیشب پیامبر را در خواب دیدم .  اوصاف پیامبر را چنانکه در کتابها خوانده بودم برایش وصف کردم و گفتم : پیامبر بر یک صندلی نشسته بود و در اطرافش گروهی از عالمان بودند ، هیچ کدام را نمی شناختم . تا آنکه تو وارد شدی و چهره ات نورانی بود ، هنگامی که نزدیک شدی پیامبر به احترام تو برخاست . و چشمان تو را بوسید و گفت : محمد ، تو هم نام من و وارث دانشم و جانشین من در اداره ی امور دین و دنیا هستی . تو گفتی : ای پیامبر از بیان دانشم برای مردم می ترسم . پیامبر گفت : نترس که تو بلند مرتبه ای .

محمد وقتی این خواب را شنید از شادی گویی به پرواز در آمده بود . بار ها از من پرسید ، واقعاً آن خواب را دیده ای ؟ و من مدام تصدیق می کردم و به او اطمینان می دادم . او از همان روز از اعمال و گفتار و رفتار خلاف دین باکی نداشت و به ضن این که فرستاده ی پیامبر است ، آشکارا در محافل خلاف دین حرف می زد و عمل می کرد و به این ترتیب انحراف اخلاقی و رفتاری عبد الوهاب برگ برنده ای در پرونده ی سوابق کاری من شد .

دوستان من آنچه خواندید فقط بخش کوچکی از گستاخی های بزرگی بود که در حق ایمان و اسلام شده است.

مطالعه ی عمیق این کتاب ، دید باز تر و افق وسیع تری را پیش روی شما قرار می دهد . اگر بدانیم و آگاه باشیم که اسلام الماسی است گرانبها و امانتی است در دست مسلملنان ، به هر بیگانه ای حتی اجازه ی نگاه کردن به این گوهر را نخواهیم داد چه رسد به اظهار نظر ، تفسیر و تفتیش عقاید مردمان مسلمان .

یقیناً تو در محکمه ی قضاوت خود به این حقیقت رسیده ای که ما راهی سخت پیش رو داریم . گردنه ی صعب العبور برای صعود به سعادت که دشمن با نگاه نافذش در آن کمین کرده . کوچکترین لغز ش و خطای من و تو ، بزرگترین روزنه ی امید است برای دشمنان .

 

+ ثبت شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:37  توسط به سوی فردا  | 

موضوع : عماد افروغ
عماد افروغ
 
 دكتر عماد افروغ متولد سال ١٣٣٦ در شيراز است. او در سال ١٣٦٥ در رشته جامعه شناسي از دانشگاه شيراز فارغ التحصيل شد. در سال ١٣٦٩ در همين دانشگاه مدرك كارشناسي ارشد خود را گرفت و در سال ١٣٧٦ يعني همزمان با رونق گرفتن جنبش اطلاعات مدرك دكتراي جامعه شناسي خود را از دانشگاه تربيت مدرس دريافت كرد. افروغ در سال ١٣٧٣ به عنوان دانشجوي نمونه كشور در مقطع دكتري انتخاب شد. افروغ از سال ١٣٧٦ تا ١٣٨٢ عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس بود و پس از آن به عضويت هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي درآمد. وي مدير گروه علم و دين پژوهشكده علوم انساني و مطالعات فرهنگي اين پژوهشگاه است.
عماد افروغ همچنين عضو پژوهشگاه علوم انساني، استاد جامعه شناسي دانشگاه تربيت مدرس و رئيس گروه جامعه شناسي مؤسسه باقرالعلوم مي‌باشد.


سوابق:
از جمله سوابق عماد افروغ مي‌توان به مدير گروه اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري ٧٣-٧٢ / مدير كتابخانه مركزي دانشگاه تربيت مدرس ٧٧-٧٦ / مسئول گروه سياست داخلي كميسيون داخلي ،دفاعي و امنيتي دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت ٧٧-٧٩ / مدير گروه فرهنگ، هنر و تاريخ شبكه يك صدا و سيما ٨٢-٨٠ / تدريس در دانشگاه‌هاي مختلف / دبير و مسئول كميته علمي همايشهاي روشنفكري در ايران و موازين توسعه و ضد توسعه فرهنگي كلان شهر تهران اشاره كرد.


آثار:
- ترجمه كتاب «قدرت ،نگرشي راديكال، تأليف استيون لوكس» / تهران ، مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، ١٣٧٥
- فضا و نابرابري اجتماعي ، تهران / دانشگاه تربيت مدرس، ١٣٧٧
- ايجاد فضاي نابرابري‌هاي اجتماعي ، تهران / انتشارات بقعه، ١٣٧٩
- هويت ايراني، تهران / انتشارات بقعه، ١٣٨٠
- فرهنگ شناسي و حقوق فرهنگي، تهران / انتشارات فرهنگ و جامعه، ١٣٧٩ ، چاپ دوم ١٣٨٠
- چشم اندازي نظري به تحليل طبقاتي و توسعه / تهران؛ انتشارات فرهنگ و جامعه ١٣٧٩ ، چاپ دوم ١٣٨٠
- چالش‌هاي كنوني ايراني، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي؛ ١٣٨٠
- اسلام و جهاني شدن ، تهران/ كانون انديشه جوان، ١٣٨٤
- رنسانسي ديگر، تهران / كتاب آشنا، ١٣٨١
- ترجمه كتاب «روش در علوم اجتماعي، رويكردي رئاليستي» ، تأليف آندرو ساير، تهران / پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، بهار ١٣٨٥
- گفتارهاي انتقادي، تهران / انتشارات سوره ، ١٣٨٥
- مقدمه‌اي بر ترجمه تئوري رفتار جمعي، تأليف نيل اسملسر و ترجمه رضا دژاكام، تهران/ مؤسسه يافته‌هاي نوين، ١٣٨٠

آثار اخیر:
- انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید/ انتشارات سوره
- مناقشه‌ی حق و مصلحت و بن‌بست جنبش دانش/ انتشارات سوره
- محتواگرایی و تولید علم/ انتشارات سوره
- گفت‌وگوی سیاسی/ انتشارات سوره

+ ثبت شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:15  توسط به سوی فردا  | 

محمدرضا حدادي

 فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي شريف و متولد 1355 است.  و از سال 1380 به طور جدي وارد مطبوعات شده و مدتي مدير داخلي مجله سروش بوده است. يكسال نشريه دانشجويي نقطه سر خط را مديريت مي كرد. پس از آن به شبكه راديويي جوان رفت و سال 1381 انتخاب كتاب سال دانشجويي را مطرح نمود. در سال 1384 سايت كتاب نيوز را راه اندازي نمود.


دیگر فعالیت ها:
- سردبير برنامه راديويي هوش مشرقي
- سردبير هفته نامه خنچه(ستاد ازدواج دانشجويي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها)
-  مدير بخش ادبيات و هنر دفتر نشر آثار رهبري

آدرس سایت کتاب نیوز: www.ketabnews.com

+ ثبت شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:12  توسط به سوی فردا  | 

 رضا امیرخانی

 

در سال ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. او در دبیرستان علامه حلی تهران درس خوانده‌است و دارای مدرك كارشناسی در رشته مكانیك است. مدتی سردبیری سایت لوح ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را بر عهده داشت و در پاییز ۸۴ از این مقام استعفا داد.

 

سایت ادبی لوح از محبوب ترین سایت‌های ادبی ایران در دهه هشتاد به شمار می‌رود.سرلوحه‌های او که جایگاه سرمقاله‌های مطبوعات را داشت، یکی از پر طرفدارترین و تأثیرگذارترین بخش‌های این سایت به شمار می‌رفت که باعث عمده محبوبیت این سایت اینترنتی شده بود. وي از سال 84 تا 86 رئيس هيات مديره‌ي انجمن قلم ايران بود. در طي اين مدت توانست چهره‌ي خاموش انجمن را به يك نهاد صنفي پرطراوت تبديل كند. به دليل مخالفت و كارشكني برخي تندروان (از جمله محمدرضا سرشار و محسن پرويز) وي در دوره‌ي بعدي هيات مديره نامزد نشد. پس از او دكتر علي‌اكبر ولايتي به رياست انجمن قلم ايران رسيد. ميانجي‌گري‌هاي وي نيز نتوانست از شدت اختلافات بكاهد.

 

 آثار

اِرمیا نام اولین کتاب امیرخانی در سال ۱۳۷۴ است که در آن به نقد دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی موسوم به دوران سازندگی پرداخته‌است. دومین اثر رضا امیرخانی رمان من او است که در سال ۱۳۷۸ منتشر و برخی آن را بهترین کتاب این نویسنده می‏دانند. ازبه سومین اثر این نویسنده می‌باشد که در سال ۱۳۸۰ چاپ شد و در آن به بیان گوشه‌ای از سختی‌های زندگی در دوران جنگ و بعد از آن پرداخته‌است. داستان سیستان، چهارمین کار رضا امیرخانی، سفرنامه‌ای است که به حواشی مسافرت آیت الله سید علی خامنه‌ای به استان سیستان و بلوچستان می‌پردازد.این کتاب در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. کتاب بعدی وی هم مقاله بلندی به نام نشت نشا است که در سال ۱۳۸۴ چاپ شد و به ریشه‌یابی مهاجرت نخبگان پرداخت. آخرين رمان وي، در فروردين‌ماه 1387 با عنوان بيوتن به چاپ رسيد. اين کتاب، داستان يکي از بازمانده‌هاي جنگ تحميلي ايران است که به بهانه‌اي به آمريکا سفر مي‌نمايد. از وی در سال ۱۳۷۸ مجموعه‌ای از داستان‌ها کوتاه به نام ناصر ارمنی نیز به چاپ رسیده‌است.

 

جوایز و افتخارات

 

    * کتاب اِرمیا برگزیده جشنواره آثار ۲۰ سال دفاع مقدس و مورد تقدیر در اولین دوره جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس

    * کتاب من او که در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یکی از سه کتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و سه کتاب برگزیده سال ۷۹

 

کتاب نامه

 

    * اِرمیا (رمان، سال ۷۴)

    * ناصر ارمنی (مجموعه داستان، سال ۷۸)

    * من او (رمان، سال ۷۸)

    * ازبه (داستان بلند، سال ۸۰)

    * داستان سیستان (سفرنامه، سال ۸۲).

    * نشت نشا (مقاله بلند، سال ۸۴)

    * بیوتن (رمان، سال ۸۷)

 

وب سایت شخصی رضا امیرخانی :www.ermia.ir


+ ثبت شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 17:57  توسط به سوی فردا  | 


بر اساس یافته‌های یک پژوهش که بعد از نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفته است، در کشور ما هر نفر در هر 1892 روز یک کتاب می‌خواند.

با آنکه بسیاری از روان شناسان از "کتاب درمانی" برای ایجاد نگرش و انگیزه در میان نوجوانان و تقویت احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی از آنان بهره می گیرند، براساس آمار موجود سرانه مطالعه در ایران فقط چند دقیقه است و بیشترین اوقات دانش آموزان و دانشجویان و بسیاری از مردم به کارهایی غیر از مطالعه می‌گذرد.

جمعی از دانشجویان "دانشکده خبر" در تحقیقی به بررسی رابطه بالا بودن بهای کتاب و میزان مطالعه دانشجویان پرداخته‌اند با این فرضیه اولیه که "بالا بودن قیمت کتاب‌ها باعث پائین آمدن میزان مطالعه در بین دانشجویان می‌شود."

نمونه آماری و گزارش مقایسه‌ای میزان مطالعه در کشورهای درحال توسعـه و کشورهای توسعه یافته:

هر ایرانی در هر 1892 روز یک کتاب می‌خواند
بر طبق آمار، مردم کشورهای در حال توسعه نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند اما کمتر از 30 درصد کتابهای مصرفی را تولید می کنند و کمتر از این نسبت نیز به کتابخوانی مشغول اند. این در شرایطی است که کشورهای توسعه یافته با جمعیتی حدود 20 درصد جمعیت جهان 70 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید می کنند.

در فرانسه با 55 میلیون نفر جمعیت هر روز 350 هزار جلد کتاب به فروش می‌رسد اما در کشور ما هر نفر در هر هزار و 892 روز فقط یک کتاب می‌خواند.

دختران ایرانی 5.9 دقیقه و پسران 3.3 دقیقه کتاب غیر درسی می‌خوانند
نتایج یک تحقیق مطالعه آزاد در میان نوجوانان و جوانان را بسیار پایین نشان می‌دهد. در این تحقیق سهم مطالعه هر دانش آموز 5.5 دقیقه در 482 دقیقه از اوقات فراغت - تعطیلات - در شبانه روز به دست آمده، در حالی که همین دانش آموزان 178 دقیقه از اوقات فراغت خود را بدون برنامه سپری می کنند، به درس های خود رسیدگی می کنند، بیشتر وقتشان را با تلویزیون می گذرانند و بقیه را به امور شخصی اختصاص می دهند.

این آمار نزد دختران و پسران متفاوت است؛ بر اساس این تحقیق دختران 5.9 دقیقه و پسران 3.3 دقیقه کتاب غیر درسی می خوانند.

ایران با کمبود 14 هزار کتابخانه و 140 میلیون جلد کتاب مواجه است
در حال حاضر بر اساس آمار موجود، حدود یک هزار و 775 کتابخانه با 15 میلیون جلد کتاب در کشور وجود دارد که با استاندارد بین المللی کشور ما به 14 هزار کتابخانه و 140 میلیون جلد کتاب دیگر نیاز دارد و از هر 10 ایرانی تنها یک نفر یک جلد کتاب خریداری می‌کند.

کمتر از نیم درصد هزینه سبد هر خانواده ایرانی به خرید کتاب اختصاص دارد
در سبد هر خانواده ایرانی کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد که نشان دهنده اهمیت کم مطالعه برای ایرانیان است. کشور ما با 70 میلیون نفر جمعیت فقط یک میلیون و 29 هزار عضو در کتابخانه دارد. این در حالی است که 30 تا 40 درصد کشورهای توسعه یافته عضو کتابخانه ها هستند و سرانه دریافت امانتی کتاب آنها 70 برابر کشور ماست.

این مسائل همواره موجب شده است تا ایران با وجود برخورداری از سابقه طولانی فرهنگی جایگاه شایسته ای در میان کشورهای جهان نداشته باشد. به گزارش مهر، بنابر نظرسنجی صورت گرفته در این تحقیق، دلایل نبود فرهنگ کتابخوانی در جامعه گرانی کتاب شناخته شد.

این گزارش حدود یک ماه پس از اتمام نمایشگاه کتاب تهیه شده است.

+ ثبت شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 0:49  توسط به سوی فردا  | 












گرد آوری: فاطمه نوروزی

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه‏هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟
"قسمتی از پیام حضرت امام ‏خميني بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران"

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

 

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

 

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

 

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران

عناوین مرتبط:
گزارش تصویری: نادیده‌هایی از شهید چمران

شهيد چمران الگويي كامل براي جوانان امروز است

ویژه نامه شهید دکتر مصطفی چمران/نشریه

چریک عاشق/ویژه نامه (همراه دست نوشته های شهید چمران)

گزارش تصويري مراسم «شيداي بي پروا»، بزرگداشت شهيد چمران -

گزارش تصویری-

راستي چه كسي به دكتر خبر داده بود كه وقت رفتن است ؟!!

دست نوشته و عكسهاي منتشر نشده اي از شهيد چمران

گفتني هايي ناگفته از سلوك عرفاني «شهيد دكتر چمران »/فاطمه نواب صفوي،


قول شهيد چمران به مادر خانمش چه بود؟


زندگینامه شهید مصطفی چمران
+ ثبت شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 16:12  توسط به سوی فردا  | 

  (تو به من مجال دادی تا پروانه شوم)

متنی که در زیر می خوانید، وصیتنامه ای از سردار رشید اسلام، شهید دکتر مصطفی چمران است که خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده است. این وصیتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظیم گردید یعنی در سیاه ترین روزهای جنگ داخلی لبنان، که از یکسو نیروهای فلسطینی و احزاب چپ لبنان با سوریه درگیر شده بودند؛ و از سوی دیگر احزاب دست راستی و در رأس آنها فالانژیستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملی و اسلامی لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنین روزهایی که از آنها به عنوان دومین دوره جنگ داخلی نام برده می شود، امام صدر به دکتر چمران مأموریت داد تا برای سازماندهی مقاومت شیعیان، راهی شهرک نبعه گردد. و این وصیتنامه قبل از عزیمت تنظیم گردید.


تابلوی شمع اثر دکتر چمران



دست نوشته های شهید دکتر مصطفی چمران : (1) (2) (3) (4) (5) (6) (7) (8) (9) (10) (11) (12) (13)

وصیت می کنم …
وصیت می
کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم! به معبودم ! به معشوقم ! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! کسی که رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت می کنم …


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:1  توسط به سوی فردا  | 


سخنراني امام موسي صدر در مراسم چهلم دكتر شريعتي كه در بيروت (1356) برگزار شد



دكتر شريعتي تربيت شده درد و رنج !

پس‌ از مراسم‌ به‌خاك‌سپاري‌ دكتر شريعتي‌ در زينبية‌ دمشق‌، در ايران‌ كمتر مجالي‌ براي‌ برپايي‌ مراسمي‌ باشكوه‌ وجود داشت‌، خصوصاً اينكه‌ پاره‌اي‌ از همفكران‌ دكتر شريعتي‌ امكان‌ حضور در ايران‌ را نداشتند. در اين‌ شرايط‌ امام‌ موسي‌ صدر در برپايي‌ مراسم‌ چهلم‌ براي‌ دكتر شريعتي‌ در بيروت‌ پيشقدم‌ شد، و اين‌ مراسم‌ در پايتخت‌ لبنان‌ بسيار باشكوه‌ برگزار شد. در اين‌ مراسم‌ خانواده‌ و همفكران‌ دكتر، شخصيتهاي‌ مطرح‌ روز از جمله‌ ياسر عرفات‌ و همچنين‌ نمايندگان‌ 19 سازمان‌ آزاديخواه‌ شركت‌ كردند. پس‌ از اين‌ مراسم‌ امام‌ موسي‌ صدر از دو جناح‌ مورد انتقاد قرار گرفت‌. از يك‌ سو ساواك‌ و عوامل‌ آنها در لبنان‌، و از ديگر سو روحانيان‌ مخالف‌ شريعتي‌ در ايران‌ حملات‌ تندي‌ به‌ امام‌ موسي‌ صدر كردند.
به نقل از کتاب" ادیان در خدمت انسان" از مجموعه "در قلمرو اندیشه امام موسی صدر"صفحه115
و اينك سخنراني امام موسي صدر در مراسم چهلم دكتر شريعتي كه در بيروت (1356) برگزار شد :

برادران‌ و خواهرانِ دانشمند و بزرگوار، خواهر گرامي‌ خانم‌ دكتر شريعتي‌، برادر عزيز احسان‌، سلامٌ عليكم‌ و رحمة‌ الله و بركاته‌.
چرا براي‌ دكتر شريعتي‌ جلسه‌اي‌ به‌ پا مي‌كنيم‌ و ياد او را گرامي‌ مي‌داريم‌؟ به‌ چه‌ سبب‌ جلسة‌ عظيمي‌ بر پا شده‌ كه‌ مردان‌ و زنان‌ مبارز را در بر گرفته‌ است‌؟ روحانيان‌ روشنفكر در آن‌ حاضرند و رهبران‌ فكري‌ از هر سو در آن‌ گرد آمده‌اند. من‌ هم‌اكنون‌ رئيس‌ دانشكدة‌ حقوق‌ آقاي‌ دكتر محمد فرحات‌ و برادر دانشمند دكتر منير شفيق‌ و رهبران‌ فكري‌ ديگر را در برابر خود مي‌بينم‌. براي‌ چه‌ در اينجا جمع‌ شده‌ايم‌ و ياد دكتر شريعتي‌ را گرامي‌ مي‌داريم‌؟ چه‌ رابطه‌اي‌ بين‌ ما و او هست‌ و چه‌ چيزي‌ او را به‌ ما مربوط‌ مي‌سازد؟
جواب‌ اين‌ سؤال‌ را در وضع‌ انساني‌ كه‌ زندگي‌، اوضاع‌ و محيط‌ خود را بررسي‌ مي‌كند و در افق‌ خود نگران‌ است‌ مي‌توان‌ يافت‌. هيچ‌ يك‌ از حقايق‌ در زندگي‌ اين‌ انسان‌ و در جامعة‌ او بلندپروازي‌ او را راضي‌ نمي‌كند. همچنان‌ به‌ افق‌ مي‌نگرد و تصميم‌ مي‌گيرد تا محيط خود را تغيير دهد. حديثي‌ از پيغمبر اكرم‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ مي‌فرمايند: بيش‌ از همة‌ مردم‌ پيغمبران‌ گرفتار و ناراحت‌ اند و صدمه‌ مي‌خورند. پس‌ از آنها اوصياي‌ پيغمبران‌ و سپس‌، هر كس‌ از ديگري‌ بهتر باشد زحمت‌ و رنج‌ بيشتري‌ خواهد داشت‌. اين‌ حديث‌ شريف‌ زحمت‌ كساني‌ را كه‌ تصميم‌ مي‌گيرند جامعة‌ خود را تغيير دهند، نشان‌ مي‌دهد. جامعة‌ آنها ايشان‌ را راضي‌ نمي‌كند و مي‌خواهند آن‌ را تغيير دهند. از آنان‌ كه‌ از وضع‌ فعلي‌ جامعه‌ بهره‌برداري‌ مي‌كنند عذاب‌ مي‌كشند و رنج‌ مي‌برند. هرچه‌ بلندپروازي‌ و افكار آنها بلندتر باشد صدمة‌ بيشتري‌ تحمل‌ مي‌كنند. در هر حال‌، ما آنگاه‌ كه‌ به‌ افق‌ خود مي‌نگريم‌ و حقيقت‌ زندگي‌ روزمرة‌ خود را در لبنان‌ و در جهان‌ عرب‌ و در همة‌ جهان‌ نگاه‌ مي‌كنيم‌، در وضع‌ امروز خود، چيزي‌ كه‌ بلندپروازي‌ ما ...

عناوین مرتبط:

معلم شهید

صاحبه روزنامه جمهوري با آيت الله خامنه اي در سال 60://ظلم دو جانبه به شریعتی

تجلیل روشن بینانه آیت الله خامنه ای از "شریعتی":

حقيقت‌گرايي و شجاعت شريعتي نياز امروز ماست/افروغ

دفاعیه مقام معظم رهبری از دکتر شریعتی و انتقاد از شهید مطهری

گفت‌وگو با دكتر عبدالكريم سروش



ادامه مطلب
+ ثبت شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 8:44  توسط به سوی فردا  | 

کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم 

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم....

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم....

ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:35  توسط به سوی فردا  | 

                                                                   علیرضا کمیلی

 

به نظر می رسد دو رسالت همه ما در برهه کنونی انقلاب، یکی تلاش شخصی بلندمدت در زمینه ای خاص مانند علم و فن و... و دیگری نیروسازی انقلابی به روشهای گوناگون است چرا که هم بتوانیم در حد توان به مساله ای پرداخته و باری را برداریم و هم افرادی را برای ادامه مسیر آماده نمائیم. با این هدفگذاری، می توان تشکلهای اجتماعی موثر بر بدنه شهرهای کشور را مهم و سرنوشت ساز دانست.

اهمیت این تشکلها آنگاه مشخص تر می شود که کارکردشان در بلندمدت تا تغییر فرهنگ سیاسی شهر و تربیت نیروهای توانمند برای نظام و تاثیرگذاری بر فضای مدیریت شهری و استانی و... به پیش می رود و شاهدیم که تلاشی هرچند اندک، اثری موج گونه بر جای گذاشته است.

در این میان، فارغ التحصیلان دانشگاهها هر چند با مسائلی چون کار و ازدواج یا ادامه تحصیل و... مواجه اند اما از آنجا که بنحوی از فضای خاص دانشجویی فاصله می گیرند و به طور ملموس تر وارد عرصه اجتماع می شوند فرصت آن را دارند تا در کنار دانشجویان، بعنوان نیروهای اجرایی یا مخاطبان و بازوهای کار، حرکتی حساب شده را سامان بخشند.

در این دوره هر چند ویژگیهای خاص دوران فارغ التحصیلی چون وقت محدودتر، محافظه کاری، کاهش عمل گرایی و... بروز می کند اما افزایش پختگی و انباشت نسبی تجربه و اندیشه می تواند ایشان را به نیروهایی تبدیل کند که امکان انتقال فکر و تجربیات – اگر مثبت باشند- را به نیروهای جدید داشته باشند.

در این میان این افراد باید اصولی را برای حرکت خویش در نظر بگیرند که مهمترین آنها فاصله گرفتن از نتیجه گرایی، سیاست زدگی و از دست دادن خلوص حرکت است که با حفظ رویه فرهنگی، که همانا نیرو محور است، وصول می یابد.

همچنین بدیهی است که از دیگر لوازم اثرگذاری، طی کردن صحیح گامهای تشکیل این تشکل هاست.

از آنجمله: ایجاد حلقه اولیه سالم، در حال رشد مداوم و اهل فکر و تامل و رفتار خوش، ارتباط گیری با افراد حقیقی و حقوقی شهر خصوصا نیروها و مراکز فکری و فرهنگی، شناسایی نیروهای دارای زمینه خصوصا در میان دانشجویان و طلاب فعال، شناسایی جریانات سیاسی شهر و متنفذین آنها، اعلام حضور اجتماعی با حرکتی آرام ولی دقیق خصوصا از طریق توزیع محصولات فرهنگی،نشریه، جزوه، بیانیه، تراکت و... در میان بدنه مذهبی و مردم، ایجاد پاتوق هفتگی برای امکان ملاقات نیروهای ارتباط گرفته شده، ایجاد پاتوق هایی برای عرضه محصولات جبهه فرهنگی انقلاب، ورود به مرحله بروز عمومی از طریق پیگیری مطالبات مردمی و عدالت برای ظهور سیاسی و توجه به مسائل فرهنگی انقلاب برای ظهور فکری فرهنگی، ورود دقیق همراه با حساسیت در عرصه انتخابات و ایجاد ادبیات و گفتمان جدید در هر انتخابات، ارتباط گیری با اساتید قابل استفاده حوزه و دانشگاه و... همه و همه از موارد مهمی اند که باید مورد توجه حلقه های اولیه ایجاد این تشکلها باشند.

در باب اخلاق مراوده با بدنه گسترده حزب اللهی های ناآگاه شهر و سایر فرصتهای موجود نیز سخن بسیار است و همین بس که اینان را دیروز خود بدانند نه دشمنان شان آنگاه است که از حالت تهدید به فرصت تبدیل خواهند شد و مخاطب اصلی و اساسی همه فعالیت ها قرار خواهند گرفت. ان شاء الله 

همچنین ببینید:  لوازم آرمانخواهی فارغ التحصیلان و تحلیلی کوتاه از انتخابات مشهد و این کلیپها

 

منبع:http://armankhahi.blogfa.com/

+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:24  توسط به سوی فردا  | 

دكتر احمد جلالي

احمد جلالی جوان به روایت  دکتر احمد جلالی(2)

مشی دانشجویی

در آن روزها که از جانب بزرگترها توصیه های مختلف و گاه متناقضی در باب مشی ما دانشجویان در دانشگاه به ما می شد. بعضی می گفتند که روزگار تقیه است و باید دم نزنید و عافیت بطلبید تا حرام نشوید،تا دانشگاهتان تمام شود به جایی برسید و آن وقت کاری بکنید.در مقابل بعضی دیگر می گفتند که وظیفه این است که بگویید و بنویسید و خطرها را استقبال کنید.در همان جلسه کوچک و صمیمی نظر ایشان(آیت ا... طالقانی) را پرسیدم. پکی به سیگار نااشنویی که در دست داشت زد و گفت: «چرا از من می پرسید؟ در دانشگاه مجتهد شمایید. ما باید از شما بپرسیم که در دانشگاه چه باید کرد»!

مستقل فکر کنید

این توصیه به همان سیاق همیشگی او بود که به آدم ها و جوان هایی که در مقابلش زانو می زدند به آن ها شخصیت می داد و به آن هایاد میداد ک خودشان کسی هستند و باید متکی به نفس باشند و مستقل فکر کنند و تصمیم بگیرند طبیعتا  این روش منافاتی با استفاده از تجربه و دانش بزرگترها نداشت آما روحییه سلب مسئولیت و صرفا چشم دوختن به دهان دیگرانی را که بسیاری از اوقات خارج از گود بودند و صلاحیت اجتهاد در صحنه را نداشتند نمی پذیرفت.

عالم دین ، عالم دین است اما تشخیص موضوع همواره با او نیست و همگان میباید در این تشخیص و یافتن راه عمل سهیم شوند .

محراب مسجد هدایت

وقتی در محراب مسجد هدایت می نشست و در حلقه جوان های دانشگاهی و فعال آن روز تفسیر می گفت بسیار اتفاق می افتاد که در میانه کلام رو به آن ها می کرد و می پرسید: «نظر شما چیه؟» این نظر خواهی یک تظاهر و یا تاکتیک روانشناسانه نبود. واقعا نظر مخاطب را می پرسید و اعتنا می کرد.


+ ثبت شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:7  توسط به سوی فردا  | 

                                                                                

                                                                                 تهیه و تنظیم :م.ادیب

دکتر احمد جلالی متولد شاهرود و از فعالین انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و از فعالین مسجد هدایت و با پیروزی انقلاب جوان ترین عضو شورای عالی انقلاب محسوب می شد .

خاطراتی از دوران دانشجویی

نوزده سال بیشتر نداشتم به علت اعتراضات دانشجویی که در آن روزها در دانشگاه شیراز پدید آمده بود من به علت فعالیت های که در آن جریان داشتم،نیمه مخفی بودم. گاهی دوستان دانشجو خبری یا پیامی می آوردند و نظری می گرفتند. روزی دوستی آمد و خبر داد که آیت ا... طالقانی به شیراز آمده و به منزل مرحوم آیت ا... حاج شیخ بهاالدین محلاتی رفته اند ولی مردم به دلیل ترسی که دارند به سراغ ایشان نرفتند.

سخنرانی از طرف انجمن اسلامی

گفت که دانشجویان انجمن اسلامی خواسته اند که من به نمایندگی از آن ها به دیدن ایشان بروم.

داشتم لباس می پوشیدم که شیطان تردید و ملاحظه کاری به سراغم آمد.این  صحنه را خوب به یاد دارم که لباس را نیمه پوشیده رویزمین نشسته بودم و فکر می کردم و با پیچ رادیو بازی می کردم.رادیو اشعار مذهبی پخش می کرد،فهمیدم که روز وفات امام هفتم است ، با خود گفتم که آن امام هم زندانی بود و لابد اگر از زندان آزاد می شد ، مردم بغداد از ترس و احتیاط به سراغ او نمی رفتند.تداعی شد که این سید هم اولاد پیامبر است و همان سیره امامان را دنبال می کند پس باید به دست بوسش شتافت.

دوچرخه را شوار شدم و با شتاب به منزل آیت ا... محلاتی رفتم از ترس اینکه در جلوی منزل ایشان دستگیرم نکنند جسارت کردم و همان طور سوار بر دوچرخه به بیرونی منزل ایشان وارد شدم...چند نفری نشسته بودند.ریش آقای طالقانی جوگندمی شده بود و با همان لبخند شیرین همیشگی به سوالات آن جمع کوچک پاسخ میگفت.

من که گاهی تفسیر او را در مسجد هدایت شنیده بودم با اشتیاق از او خواستم که برایمان تفسیر بگوید...


+ ثبت شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:53  توسط به سوی فردا  | 

موضوع : فرق مطهری
فرق مطهری

                                             گفتاری خواندنی ازحسن رحیم پور ازغدی

افراد فاضل و داننده، پیوسته در میان ما بوده اند و اینک بیش از هرزمان دیگری فضلای دانشگاهی و حوزوی داریم. مطهری چه چیزی داشت که عمده صاحبان فضل و تصدیق دارهای ملا و محقق و مؤلف حوزوی و دانشگاهی ما کمتر دارند؟! چیست که ما کم داریم؟! چیزهای عمده. خواهیم کوشید چند فرق جدی را اینک و اینجا با شما، با اساتید محترم حوزه و دانشگاه، با اهل تحقیق و تألیف و به ویژه طلاب و دانشجویان  عزیز در میان گذاریم و پیشاپیش از لحنی که احیاناً گزنده خواهد نمود، عذر می خواهم، زیرا برخلاف دوستانی که مدام  از امثال من می خواهند، چیزهای صریح ننویسیم و به سراغ زخمهای کهنه و درد انگیز نرویم و کلمات جدی را تنها برای برخورد با دشمنان ذخیره کنیم، ما برآنیم که از قضا، هرچه  با یکدیگر تعارف بیشتر کردیم، آن جراحتها، عفونت و خوناب بیشتری برداشت و اتفاقاً به همان اندازه که با دشمن جدی هستیم،  با خود نیز باید جدی بود، می توان دوستانه سخن گفت، اما در هرحال  ...



ادامه مطلب
+ ثبت شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط به سوی فردا  | 

بسمه تعالی

کانون رهپویان وصال یک مجموعه فرهنگی است که در سال 76 توسط تعدادی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شیراز با هدف فعالیت فکری و فرهنگی در میان جوانان شیراز آغاز به فعالیت نمود.

اسامی تعدادی از موسسان  کانون و تحصیلات آن‌ها به شرح زیر است:

 

1-     سید محمد انجوی نژاد- کارشناسی ارشد مدیریت. نامبرده پس از پایان دوره تحصیل دانشگاهی خود در سال ۷۴؛ در سلک روحانیت وارد شد و به سرعت در این زمینه پیشرفت نمود.

2-        دکتر سعید قاضی‌پور- پزشک عمومی

3-       محمد دهداری زاده- کارشناسی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد  تجارت الکترونیک

4-       موسی قندی- کارشناسی مدیریت

5-       علی مدبری- انصرافی سال سوم مهندسی شیمی (به دلیل ضایعه مغزی نخاعی ناشی از جنگ تحمیلی)- دبیر آموزش و پرورش

 

تا حدود یک سال برنامه‌ی کانون عبارت بود از جلسات هفتگی سخنرانی و توسل به اهل بیت در مناسبت‌ها و اردوهای سیاحتی و زیارتی مختلف. مخاطبین آن نیز عبارت بودند از جوانان دبیرستانی. موضوعات سخنرانی نیز بدون استثنا موضوعات اجتماعی و مورد نیاز نسل جوان بود. به مرور زمان فعالیت کانون و دایره اعضای آن گسترش یافت و مراکز ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:52  توسط به سوی فردا  | 

بسمه تعالی

خبر انفجار در حسینیه سیدالشهدا رهپویان وصال قلب همه ما را جریحه دار کرد!

اما آنچه بیشتر از آن همه ما را سوخت نافهمی و بی تدبیری و نامردمی مسئولان امنیتی استان بود!

آخر با چه توجیهی چنین مسئله ی مهمی را بایکوت و کتمان می کنند؟ چرا خون شهدا را پایمال حفظ آبروی نداشته خویش می کنند؟ در حالی که فیلم انفجار بر روی سایتهای خبری و وبلاگها قرار گرفته است دیگر چه جای کتمان باقی می ماند؟ آیا مسئولان امنیتی استان تبعات این کتمان را در نظر گرفته اند؟ آن هم در حالتی که همه فهمیده اند که قضیه چه بوده است؟ اگر توجیهشان حفظ فضای امنیتی بوده است در ازای چه به دنبال چنین هدفی بوده اند؟ در ازای پایمالی خون شهدا و بدتر از آن آبرو ریزی نظام؟ که تمام سایتها و شبکه های دنیا از نفاق نظام سخن بگویند؟ علاوه بر بی عرضگی در کنترل اوضاع؟

مگر ما چند مجموعه مذهبی در جنوب کشور داریم؟ آن هم با چنین گسردگی و توان؟ آن هم بدور از تمام امکانات دولتی و ای بسا در عین کارشکنی ها؟ که البته عناد برخی در این ماجرا مشخص گردید.

انشائالله ریشه این مسئولان نالایق را از نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهیم کند! نظامی آبیاری شده با خون پاک ترین و ارزشمند ترین فرزندان این مرزوبوم!

پس ای خبیثان؟! آسوده نباشید که ما در کمین شماییم و بزودی شما را به زیر خواهیم کشید!

+ ثبت شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:46  توسط به سوی فردا  | 

Imageمحسن رجبي

 

 

 

 

 

 

امروز پیروان شهید آوینی اگر در اندیشه های آن عزیز توقف كنند هم به خود و هم به مقام رفیع آن شهید اهل قلم ظلم كرده اند، چرا كه در چنین فرضی هم خود درجا می زنند و هم محملی مناسب برای انتقال اندیشه های او به دهه های آینده نیستند. 

در میان فرزندان صاحب نام انقلاب اسلامی و در خیل آنانی كه در مسیر ترقی خود به آسمان كمال پر كشیدند بی شك نام سید مرتضی آوینی درخششی خاص دارد، از این حیث او را استثنایی تر از سایرین می یابم كه او جستجوگری همیشگی بود و البته نه جویای هر متاع بی ارزش كه بحق طالب حقیقت بود. یادم هست اول بار كه نام او را آشنا شدم از دریچه اثر گرانمایه "فتح خون" او بود، هر چند كشش و جذبه قلم او در این كتاب خود حكایت از سابقه ادبی دیرینه صاحب اثر داشت اما ذهن كوچك من او را محدود به فضایی خاص پنداشته بود، البته این تصور ناقص مانع از شناخت بیشترم نسبت به نویسنده نگردید و جذبه قلم او بر این پندار ناصحیح غالب گشت و مرا با آثار قلمی دیگر ایشان آشنا كرد. تا آنروز شاید شناخت من نسبت به آوینی محدود به برنامه روایت فتح او بود كه سرانجام خود نیز از سر شوق...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:26  توسط به سوی فردا  | 

آويني مرده ، آويني زنده

                                             به روایت دختر شهید

 

 

در دوراني زندگي مي‌كنيم كه بارزترين صفت‌اش بزدلي است و البته براي آن كه خاطر خودمان را مكدر نكنيم، براي اين صفت، مترادف‌هاي ديگري دست و پا كرده‌ايم. مرتضي آويني در دوران حيات، دامن خود را به اين بزدلي آلوده نكرد، اما پس از مرگ‌اش، و در گذر ايام، جمعي از بزدلان آن روزها به ستايش‌اش مشغول شده‌اند. آنها كه در سال‌هاي حيات مرتضي آويني از راهي كه او برگزيده بود مي‌هراسيدند، و با انواع تهمت‌ها و بدگويي‌ها سعي در حذف او داشتند، پس از مرگ‌اش هم از روبه‌رو شدن با آثار و تفكرات او وحشت دارند؛ مي‌ترسند كه در اثر مجاورت با تفكر او، ويران شوند. آنها كه جرأت مردانه زندگي كردن را ندارند، تفكر آويني را تا حد خود پايين آورده‌اند و تصورات خودشان را به نام او مي‌نويسند و بسط مي‌دهند. وجوهي از زندگي و تفكرات او را كه به اعتقادات خودشان شباهت دارد، جدا كرده‌اند و يك «شهيد آويني» مطلوب و شبيه به خودشان ساخته‌اند تا بتوانند با خيال آسوده به زندگي‌شان ادامه دهند، چرا كه به حكم غريزه فهميده‌اند در جست‌و‌جوي حقيقت بودن، مانع از خواب خوش و زندگي آسان است. بزدلانه روبه‌رو شدن با مردي كه خانه خود را در دامنه آتشفشان بنا ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:8  توسط به سوی فردا  | 

 Image

 

 

 

Image

 

 

 

 

 

 

Image

 

 

 

 

 

 

 

شهاب اسفندیاری

 

                      (دانشجوی دکترای گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه ناتینگهام انگلستان)

 

 

اگر بخواهیم انديشه شهید سید مرتضی آوینی را مورد بازشناسي قرار دهيم نه با یک تصویر ثابت و همگن و كاملا همسو ، بلکه با مجموعه ای از تصاویر از او مواجه خواهیم بود که محكوم به تاريخيت (Historicity) و همچنين مقام هاي مختلف فکر و ذهن اوست.

نگاهي گذرا به مجموعه آثار آويني نشان مي دهد كه اين تصاوير لزوما در انطباق و هماهنگی کامل با هم نیستند. مرتضی آوینی انساني جستجو گر و حقيقت جويي همواره در حرکت بود و حوزه اندیشه اش نيز ابعاد مختلفی داشت. او نيز چون هر انساني از انديشه هاي ديگران تاثيراتي پذيرفته بود. بدين ترتيب ممکن است در هر دوره ای و در هر مقامی از او تصویری در ذهن دوستان و اطرافیان و منتقدانش شکل گرفته باشد.

آويني سال 57 با آويني سال 68 متفاوت است و اين هر دو با آويني سال 72 تفاوتهايي دارند. جامعه ای که آوینی در آن می زیست نیز در گذر زمان دگرگونی هایی پیدا کرده است. ضمن اين كه هر يك از راويان يا منتقدان آويني نيز طبعا ديدگاهها و نگرشهاي خاص خودشان را ... 


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:4  توسط به سوی فردا  | 

 

چشم اندازجمهوری اسلامی ایران درافق 1404هجری شمسی  

                                                                           هیئت مدیره

 

بااتکال به قدرت لایزال الهی ودرپرتوایمان وعزم ملی وکوشش برنامه ریزی شده ومدبرانه ی جمعی ودرمسیرتحقق آرمانهاواصول قانون اساسی درچشم اندازبیست ساله:

 

ایران کشوری است توسعه یافته باجایگاه اول اقتصادی ،علمی وفناوری درسطح منطقه،باهویت اسلامی وانقلابی الهام بخش درجهان اسلام وباتعامل سازنده وموثردرروابط بین الملل:

 

جامعه ایرانی درافق این چشم اندازچنین ویژگی هایی خواهدداشت:

 

توسعه یافته،متناسب بامقتضیات فرهنگی،جغرافیایی وتاریخی خودومتکی براصول اخلاقی وارزشهای اسلامی ملی وانقلابی باتاکیدبرمردم سالاری دینی عدالت اجتماعی آزادیهای مشروع حفظ کرامت وحقوق انسانهاوبهرهمند ازامنیت اجتماعی وقضایی

 

-برخوردارازدانش پیشرفته توانا وتولیدعلم وفناوری متکی برسهم برترمنابع انسانی وسرمایه اجتماعی درتولیدملی

-امن مستقل مقتدرباسامان دفاعی مبتنی بربازدارندگی همه جانبه وپیوستگی مردم وحکومت

 

-برخورداری ازسلامت رفاه وامنیت غذایی تامین اجتماعی فرصتهای برابرتوزیع مناسب نهادمستحکم خانواده به دورازفقرفسادتبعیض وبهره مندارمحیط زیست مطلوب

 

-فعال مسئولیت پذیرایثارگرمومن رضایت مندبرخودارازوجدان کاری انضباط روحیه ی تعاون وسازگاری اجتماعی متعهد به انقلاب ونظام اسلامی وشکوفایی ایران ومفتخربه ایرانی بودن

 

-دست یافته به جایگاه اول اقتصادی علمی وفناوری درسطح انقلاب آسیای جنوب غربی(شامل آسیای میانه،قفقاز،خاورمیانه وکشورهای همسایه)باتاکیدبرجنبش نرم افزاری وتولیدعلم،رشدپرشتاب ومستمراقتصادی،ارتقای نسبی سطح درآمدسرانه ورسیدن به اشتغال کامل

 

-الهام بخش فعال وموثردرجهان اسلام باتحکیم الگوی مردم سالاری دینی توسعه ی کارآمدجامعه اخلاقی نواندیشی وپویایی فکری واجتماعی تاثیرگذاربرهمگرایی اسلامی ومنطقه ای براساس تعالیم اسلامی واندیشه های امام خمیینی (ره)

 

-دارای تعامل سازنده وموثرباجهان براساس اصول عزت حکمت ومصلحت

 

+ ثبت شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 14:7  توسط به سوی فردا  | 

سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه در امور فرهنگی ، علمی و فناوری

 

1- اعتلا و عمق بخشیدن به معرفت و بصیرت دینی بر اساس تعالیم قرآنی و مکتب اهل بیت (ع)

- استوار کردن ارزشهای انقلاب اسلامی در اندیشه و عمل

- تقویت فضایل اخلاقی ، روحیه ایمان ، ایثار و امید به آینده

- برنامه ریزی برای اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی

 

2- زنده و نمایان نگاهداشتن اندیشه دینی و سیاسی حضرت امام (ره) ، و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسی در تمام سیاست گذاریها و برنامه ریزی ها

 

3- تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی و روحیه کار و ابتکار ، کارآفرینی ، دستکاری و قناعت ، و اهتمام به ارتقای کیفیت تولید

- فرهنگ سازی برای استفاده از تولیدات داخلی ، افزایش تولید و صادرات کالا و خدمات

 

4 – ایجاد انگیزه و عزم ملی برای دستیابی به اهداف مورد نظر در افق چشم انداز

 

5- تقویت وحدت و هویت ملی مبتنی بر اسلام و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری و آگاهی کافی درباره تاریخ ایران ، فرهنگ ، تمدن و هنر ایرانی – اسلامی و اهتمام جدی به زبان فارسی

 

6 – تعمیق روحیه دشمن شناسی و شناخت ترفند ها و توطئه های دشمنان علیه انقلاب اسلامی و منافع ملی ، ترویج روحیه ظلم ستیزی و مخالفت با سلطه گری استکبار جهانی

 

7- سالم سازی فضای فرهنگی ، رشد آگاهیها و فضایل اخلاقی و اهتمام به معروف و نهی از منکر

 

8- مقابله با تهاجم فرهنگی

- گسترش فعالیتهای رسانه های ملی در جهت تبیین اهداف و دستاوردهای ایران اسلامی برای جهانیان

 

9- سازماندهی و بسیج امکانات و ظرفیتهای کشور در جهت افزایش سهم کشور در تولیدات علمی جهان

- کسب فناوری ، به ویژه فناوری های نو ، شامل ریز فناوری و فناوری های زیستی ، اطلاعات و ارتباطات ، زیست محیطی ، هوافضا و هسته ای

 

10- اصلاح نظام آموزشی کشور ، شامل : آموزش و پرورش ، آموزش فنی و حرفه ای ، آموزش عالی ، و کارامد کردن آن برای تأمین منابع انسانی مورد نیاز ، در جهت تحقق اهداف چشم انداز

 

11 – تلاش در جهت تبیین و استحکام مبانی مردم سالاری دینی و نهادینه کردن آزادیهای مشروع از طریق آموزش ، آگاهی بخشی و قانونمند کردن آن

+ ثبت شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:8  توسط به سوی فردا  | 

هزار توی کتاب

                                                                                فاطمه پیشدادیان

طرح هزارتوي كتاب يكي از طرح‌هاي بسيار جذاب و ماندگان كانون فرهنگي به سوي فردا مي‌باشد كه با استقبال خوبي مواجه گرديده است .

اين طرح اولين بار در تابستان 84 توسط گروه خواهران كانون فرهنگي به سوي فردا به مرحله اجرا گذاشته شده است و تا كنون ادامه دارد در حال حاضر هفت كوچه از كوچه‌هاي طرح هزارتوي كتاب تنظيم و هر هفت كوچه‌ي آن با موفقيت پشت سر گذاشته شده است.

براي اجراي هر كوچه‌ي طرح هزار توي كتاب نزديك به يك ماه وقت لازم است .

در حدود يازده الي دوازده كتاب كوچك و كم حجم كه نيازي به بحث‌هاي گروهي ندارد در زمينه‌هاي مختلف از قبيل داستان، روانشناسي، مذهبي، زندگي نامه مشاهير، شعر، تاريخ، ادبيات و ... از نويسندگان مختلف در كوچه‌هاي غير فيزيكي قرار گرفته است.

 كتابها به ترتيب از كوچه اول به بچه‌ها داده مي‌شود انتهاي هر كتاب پاكتهاي تعبيه شده است كه ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:16  توسط به سوی فردا  | 

اتل متل هاي ع. سپهر 

 

 

اتل متل يه بابا
که اون قديم قديما
حسرتشو
مي‌خورن
تمامي بچه‌ها

اتل متل يه دختر
دردونه‌ي باباش بود

....

 

 

به ادامه مطلب توجه کنید

 

 


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:56  توسط به سوی فردا  |