تبليغاتX
یادداشت های کانون فرهنگی به سوی فردا

                                                                   علیرضا کمیلی

 

به نظر می رسد دو رسالت همه ما در برهه کنونی انقلاب، یکی تلاش شخصی بلندمدت در زمینه ای خاص مانند علم و فن و... و دیگری نیروسازی انقلابی به روشهای گوناگون است چرا که هم بتوانیم در حد توان به مساله ای پرداخته و باری را برداریم و هم افرادی را برای ادامه مسیر آماده نمائیم. با این هدفگذاری، می توان تشکلهای اجتماعی موثر بر بدنه شهرهای کشور را مهم و سرنوشت ساز دانست.

اهمیت این تشکلها آنگاه مشخص تر می شود که کارکردشان در بلندمدت تا تغییر فرهنگ سیاسی شهر و تربیت نیروهای توانمند برای نظام و تاثیرگذاری بر فضای مدیریت شهری و استانی و... به پیش می رود و شاهدیم که تلاشی هرچند اندک، اثری موج گونه بر جای گذاشته است.

در این میان، فارغ التحصیلان دانشگاهها هر چند با مسائلی چون کار و ازدواج یا ادامه تحصیل و... مواجه اند اما از آنجا که بنحوی از فضای خاص دانشجویی فاصله می گیرند و به طور ملموس تر وارد عرصه اجتماع می شوند فرصت آن را دارند تا در کنار دانشجویان، بعنوان نیروهای اجرایی یا مخاطبان و بازوهای کار، حرکتی حساب شده را سامان بخشند.

در این دوره هر چند ویژگیهای خاص دوران فارغ التحصیلی چون وقت محدودتر، محافظه کاری، کاهش عمل گرایی و... بروز می کند اما افزایش پختگی و انباشت نسبی تجربه و اندیشه می تواند ایشان را به نیروهایی تبدیل کند که امکان انتقال فکر و تجربیات – اگر مثبت باشند- را به نیروهای جدید داشته باشند.

در این میان این افراد باید اصولی را برای حرکت خویش در نظر بگیرند که مهمترین آنها فاصله گرفتن از نتیجه گرایی، سیاست زدگی و از دست دادن خلوص حرکت است که با حفظ رویه فرهنگی، که همانا نیرو محور است، وصول می یابد.

همچنین بدیهی است که از دیگر لوازم اثرگذاری، طی کردن صحیح گامهای تشکیل این تشکل هاست.

از آنجمله: ایجاد حلقه اولیه سالم، در حال رشد مداوم و اهل فکر و تامل و رفتار خوش، ارتباط گیری با افراد حقیقی و حقوقی شهر خصوصا نیروها و مراکز فکری و فرهنگی، شناسایی نیروهای دارای زمینه خصوصا در میان دانشجویان و طلاب فعال، شناسایی جریانات سیاسی شهر و متنفذین آنها، اعلام حضور اجتماعی با حرکتی آرام ولی دقیق خصوصا از طریق توزیع محصولات فرهنگی،نشریه، جزوه، بیانیه، تراکت و... در میان بدنه مذهبی و مردم، ایجاد پاتوق هفتگی برای امکان ملاقات نیروهای ارتباط گرفته شده، ایجاد پاتوق هایی برای عرضه محصولات جبهه فرهنگی انقلاب، ورود به مرحله بروز عمومی از طریق پیگیری مطالبات مردمی و عدالت برای ظهور سیاسی و توجه به مسائل فرهنگی انقلاب برای ظهور فکری فرهنگی، ورود دقیق همراه با حساسیت در عرصه انتخابات و ایجاد ادبیات و گفتمان جدید در هر انتخابات، ارتباط گیری با اساتید قابل استفاده حوزه و دانشگاه و... همه و همه از موارد مهمی اند که باید مورد توجه حلقه های اولیه ایجاد این تشکلها باشند.

در باب اخلاق مراوده با بدنه گسترده حزب اللهی های ناآگاه شهر و سایر فرصتهای موجود نیز سخن بسیار است و همین بس که اینان را دیروز خود بدانند نه دشمنان شان آنگاه است که از حالت تهدید به فرصت تبدیل خواهند شد و مخاطب اصلی و اساسی همه فعالیت ها قرار خواهند گرفت. ان شاء الله 

همچنین ببینید:  لوازم آرمانخواهی فارغ التحصیلان و تحلیلی کوتاه از انتخابات مشهد و این کلیپها

 

منبع:http://armankhahi.blogfa.com/

+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:24  توسط به سوی فردا  | 

دكتر احمد جلالي

احمد جلالی جوان به روایت  دکتر احمد جلالی(2)

مشی دانشجویی

در آن روزها که از جانب بزرگترها توصیه های مختلف و گاه متناقضی در باب مشی ما دانشجویان در دانشگاه به ما می شد. بعضی می گفتند که روزگار تقیه است و باید دم نزنید و عافیت بطلبید تا حرام نشوید،تا دانشگاهتان تمام شود به جایی برسید و آن وقت کاری بکنید.در مقابل بعضی دیگر می گفتند که وظیفه این است که بگویید و بنویسید و خطرها را استقبال کنید.در همان جلسه کوچک و صمیمی نظر ایشان(آیت ا... طالقانی) را پرسیدم. پکی به سیگار نااشنویی که در دست داشت زد و گفت: «چرا از من می پرسید؟ در دانشگاه مجتهد شمایید. ما باید از شما بپرسیم که در دانشگاه چه باید کرد»!

مستقل فکر کنید

این توصیه به همان سیاق همیشگی او بود که به آدم ها و جوان هایی که در مقابلش زانو می زدند به آن ها شخصیت می داد و به آن هایاد میداد ک خودشان کسی هستند و باید متکی به نفس باشند و مستقل فکر کنند و تصمیم بگیرند طبیعتا  این روش منافاتی با استفاده از تجربه و دانش بزرگترها نداشت آما روحییه سلب مسئولیت و صرفا چشم دوختن به دهان دیگرانی را که بسیاری از اوقات خارج از گود بودند و صلاحیت اجتهاد در صحنه را نداشتند نمی پذیرفت.

عالم دین ، عالم دین است اما تشخیص موضوع همواره با او نیست و همگان میباید در این تشخیص و یافتن راه عمل سهیم شوند .

محراب مسجد هدایت

وقتی در محراب مسجد هدایت می نشست و در حلقه جوان های دانشگاهی و فعال آن روز تفسیر می گفت بسیار اتفاق می افتاد که در میانه کلام رو به آن ها می کرد و می پرسید: «نظر شما چیه؟» این نظر خواهی یک تظاهر و یا تاکتیک روانشناسانه نبود. واقعا نظر مخاطب را می پرسید و اعتنا می کرد.


+ ثبت شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:7  توسط به سوی فردا  | 

                                                                                

                                                                                 تهیه و تنظیم :م.ادیب

دکتر احمد جلالی متولد شاهرود و از فعالین انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و از فعالین مسجد هدایت و با پیروزی انقلاب جوان ترین عضو شورای عالی انقلاب محسوب می شد .

خاطراتی از دوران دانشجویی

نوزده سال بیشتر نداشتم به علت اعتراضات دانشجویی که در آن روزها در دانشگاه شیراز پدید آمده بود من به علت فعالیت های که در آن جریان داشتم،نیمه مخفی بودم. گاهی دوستان دانشجو خبری یا پیامی می آوردند و نظری می گرفتند. روزی دوستی آمد و خبر داد که آیت ا... طالقانی به شیراز آمده و به منزل مرحوم آیت ا... حاج شیخ بهاالدین محلاتی رفته اند ولی مردم به دلیل ترسی که دارند به سراغ ایشان نرفتند.

سخنرانی از طرف انجمن اسلامی

گفت که دانشجویان انجمن اسلامی خواسته اند که من به نمایندگی از آن ها به دیدن ایشان بروم.

داشتم لباس می پوشیدم که شیطان تردید و ملاحظه کاری به سراغم آمد.این  صحنه را خوب به یاد دارم که لباس را نیمه پوشیده رویزمین نشسته بودم و فکر می کردم و با پیچ رادیو بازی می کردم.رادیو اشعار مذهبی پخش می کرد،فهمیدم که روز وفات امام هفتم است ، با خود گفتم که آن امام هم زندانی بود و لابد اگر از زندان آزاد می شد ، مردم بغداد از ترس و احتیاط به سراغ او نمی رفتند.تداعی شد که این سید هم اولاد پیامبر است و همان سیره امامان را دنبال می کند پس باید به دست بوسش شتافت.

دوچرخه را شوار شدم و با شتاب به منزل آیت ا... محلاتی رفتم از ترس اینکه در جلوی منزل ایشان دستگیرم نکنند جسارت کردم و همان طور سوار بر دوچرخه به بیرونی منزل ایشان وارد شدم...چند نفری نشسته بودند.ریش آقای طالقانی جوگندمی شده بود و با همان لبخند شیرین همیشگی به سوالات آن جمع کوچک پاسخ میگفت.

من که گاهی تفسیر او را در مسجد هدایت شنیده بودم با اشتیاق از او خواستم که برایمان تفسیر بگوید...


+ ثبت شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:53  توسط به سوی فردا  | 

موضوع : فرق مطهری
فرق مطهری

                                             گفتاری خواندنی ازحسن رحیم پور ازغدی

افراد فاضل و داننده، پیوسته در میان ما بوده اند و اینک بیش از هرزمان دیگری فضلای دانشگاهی و حوزوی داریم. مطهری چه چیزی داشت که عمده صاحبان فضل و تصدیق دارهای ملا و محقق و مؤلف حوزوی و دانشگاهی ما کمتر دارند؟! چیست که ما کم داریم؟! چیزهای عمده. خواهیم کوشید چند فرق جدی را اینک و اینجا با شما، با اساتید محترم حوزه و دانشگاه، با اهل تحقیق و تألیف و به ویژه طلاب و دانشجویان  عزیز در میان گذاریم و پیشاپیش از لحنی که احیاناً گزنده خواهد نمود، عذر می خواهم، زیرا برخلاف دوستانی که مدام  از امثال من می خواهند، چیزهای صریح ننویسیم و به سراغ زخمهای کهنه و درد انگیز نرویم و کلمات جدی را تنها برای برخورد با دشمنان ذخیره کنیم، ما برآنیم که از قضا، هرچه  با یکدیگر تعارف بیشتر کردیم، آن جراحتها، عفونت و خوناب بیشتری برداشت و اتفاقاً به همان اندازه که با دشمن جدی هستیم،  با خود نیز باید جدی بود، می توان دوستانه سخن گفت، اما در هرحال  ...



ادامه مطلب
+ ثبت شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط به سوی فردا  | 

بسمه تعالی

کانون رهپویان وصال یک مجموعه فرهنگی است که در سال 76 توسط تعدادی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شیراز با هدف فعالیت فکری و فرهنگی در میان جوانان شیراز آغاز به فعالیت نمود.

اسامی تعدادی از موسسان  کانون و تحصیلات آن‌ها به شرح زیر است:

 

1-     سید محمد انجوی نژاد- کارشناسی ارشد مدیریت. نامبرده پس از پایان دوره تحصیل دانشگاهی خود در سال ۷۴؛ در سلک روحانیت وارد شد و به سرعت در این زمینه پیشرفت نمود.

2-        دکتر سعید قاضی‌پور- پزشک عمومی

3-       محمد دهداری زاده- کارشناسی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد  تجارت الکترونیک

4-       موسی قندی- کارشناسی مدیریت

5-       علی مدبری- انصرافی سال سوم مهندسی شیمی (به دلیل ضایعه مغزی نخاعی ناشی از جنگ تحمیلی)- دبیر آموزش و پرورش

 

تا حدود یک سال برنامه‌ی کانون عبارت بود از جلسات هفتگی سخنرانی و توسل به اهل بیت در مناسبت‌ها و اردوهای سیاحتی و زیارتی مختلف. مخاطبین آن نیز عبارت بودند از جوانان دبیرستانی. موضوعات سخنرانی نیز بدون استثنا موضوعات اجتماعی و مورد نیاز نسل جوان بود. به مرور زمان فعالیت کانون و دایره اعضای آن گسترش یافت و مراکز ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:52  توسط به سوی فردا  |