تبليغاتX
یادداشت های کانون فرهنگی به سوی فردا
بسمه تعالی

خبر انفجار در حسینیه سیدالشهدا رهپویان وصال قلب همه ما را جریحه دار کرد!

اما آنچه بیشتر از آن همه ما را سوخت نافهمی و بی تدبیری و نامردمی مسئولان امنیتی استان بود!

آخر با چه توجیهی چنین مسئله ی مهمی را بایکوت و کتمان می کنند؟ چرا خون شهدا را پایمال حفظ آبروی نداشته خویش می کنند؟ در حالی که فیلم انفجار بر روی سایتهای خبری و وبلاگها قرار گرفته است دیگر چه جای کتمان باقی می ماند؟ آیا مسئولان امنیتی استان تبعات این کتمان را در نظر گرفته اند؟ آن هم در حالتی که همه فهمیده اند که قضیه چه بوده است؟ اگر توجیهشان حفظ فضای امنیتی بوده است در ازای چه به دنبال چنین هدفی بوده اند؟ در ازای پایمالی خون شهدا و بدتر از آن آبرو ریزی نظام؟ که تمام سایتها و شبکه های دنیا از نفاق نظام سخن بگویند؟ علاوه بر بی عرضگی در کنترل اوضاع؟

مگر ما چند مجموعه مذهبی در جنوب کشور داریم؟ آن هم با چنین گسردگی و توان؟ آن هم بدور از تمام امکانات دولتی و ای بسا در عین کارشکنی ها؟ که البته عناد برخی در این ماجرا مشخص گردید.

انشائالله ریشه این مسئولان نالایق را از نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهیم کند! نظامی آبیاری شده با خون پاک ترین و ارزشمند ترین فرزندان این مرزوبوم!

پس ای خبیثان؟! آسوده نباشید که ما در کمین شماییم و بزودی شما را به زیر خواهیم کشید!

+ ثبت شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:46  توسط به سوی فردا  | 

Imageمحسن رجبي

 

 

 

 

 

 

امروز پیروان شهید آوینی اگر در اندیشه های آن عزیز توقف كنند هم به خود و هم به مقام رفیع آن شهید اهل قلم ظلم كرده اند، چرا كه در چنین فرضی هم خود درجا می زنند و هم محملی مناسب برای انتقال اندیشه های او به دهه های آینده نیستند. 

در میان فرزندان صاحب نام انقلاب اسلامی و در خیل آنانی كه در مسیر ترقی خود به آسمان كمال پر كشیدند بی شك نام سید مرتضی آوینی درخششی خاص دارد، از این حیث او را استثنایی تر از سایرین می یابم كه او جستجوگری همیشگی بود و البته نه جویای هر متاع بی ارزش كه بحق طالب حقیقت بود. یادم هست اول بار كه نام او را آشنا شدم از دریچه اثر گرانمایه "فتح خون" او بود، هر چند كشش و جذبه قلم او در این كتاب خود حكایت از سابقه ادبی دیرینه صاحب اثر داشت اما ذهن كوچك من او را محدود به فضایی خاص پنداشته بود، البته این تصور ناقص مانع از شناخت بیشترم نسبت به نویسنده نگردید و جذبه قلم او بر این پندار ناصحیح غالب گشت و مرا با آثار قلمی دیگر ایشان آشنا كرد. تا آنروز شاید شناخت من نسبت به آوینی محدود به برنامه روایت فتح او بود كه سرانجام خود نیز از سر شوق...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:26  توسط به سوی فردا  | 

آويني مرده ، آويني زنده

                                             به روایت دختر شهید

 

 

در دوراني زندگي مي‌كنيم كه بارزترين صفت‌اش بزدلي است و البته براي آن كه خاطر خودمان را مكدر نكنيم، براي اين صفت، مترادف‌هاي ديگري دست و پا كرده‌ايم. مرتضي آويني در دوران حيات، دامن خود را به اين بزدلي آلوده نكرد، اما پس از مرگ‌اش، و در گذر ايام، جمعي از بزدلان آن روزها به ستايش‌اش مشغول شده‌اند. آنها كه در سال‌هاي حيات مرتضي آويني از راهي كه او برگزيده بود مي‌هراسيدند، و با انواع تهمت‌ها و بدگويي‌ها سعي در حذف او داشتند، پس از مرگ‌اش هم از روبه‌رو شدن با آثار و تفكرات او وحشت دارند؛ مي‌ترسند كه در اثر مجاورت با تفكر او، ويران شوند. آنها كه جرأت مردانه زندگي كردن را ندارند، تفكر آويني را تا حد خود پايين آورده‌اند و تصورات خودشان را به نام او مي‌نويسند و بسط مي‌دهند. وجوهي از زندگي و تفكرات او را كه به اعتقادات خودشان شباهت دارد، جدا كرده‌اند و يك «شهيد آويني» مطلوب و شبيه به خودشان ساخته‌اند تا بتوانند با خيال آسوده به زندگي‌شان ادامه دهند، چرا كه به حكم غريزه فهميده‌اند در جست‌و‌جوي حقيقت بودن، مانع از خواب خوش و زندگي آسان است. بزدلانه روبه‌رو شدن با مردي كه خانه خود را در دامنه آتشفشان بنا ...


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:8  توسط به سوی فردا  | 

 Image

 

 

 

Image

 

 

 

 

 

 

Image

 

 

 

 

 

 

 

شهاب اسفندیاری

 

                      (دانشجوی دکترای گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه ناتینگهام انگلستان)

 

 

اگر بخواهیم انديشه شهید سید مرتضی آوینی را مورد بازشناسي قرار دهيم نه با یک تصویر ثابت و همگن و كاملا همسو ، بلکه با مجموعه ای از تصاویر از او مواجه خواهیم بود که محكوم به تاريخيت (Historicity) و همچنين مقام هاي مختلف فکر و ذهن اوست.

نگاهي گذرا به مجموعه آثار آويني نشان مي دهد كه اين تصاوير لزوما در انطباق و هماهنگی کامل با هم نیستند. مرتضی آوینی انساني جستجو گر و حقيقت جويي همواره در حرکت بود و حوزه اندیشه اش نيز ابعاد مختلفی داشت. او نيز چون هر انساني از انديشه هاي ديگران تاثيراتي پذيرفته بود. بدين ترتيب ممکن است در هر دوره ای و در هر مقامی از او تصویری در ذهن دوستان و اطرافیان و منتقدانش شکل گرفته باشد.

آويني سال 57 با آويني سال 68 متفاوت است و اين هر دو با آويني سال 72 تفاوتهايي دارند. جامعه ای که آوینی در آن می زیست نیز در گذر زمان دگرگونی هایی پیدا کرده است. ضمن اين كه هر يك از راويان يا منتقدان آويني نيز طبعا ديدگاهها و نگرشهاي خاص خودشان را ... 


ادامه مطلب
+ ثبت شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 17:4  توسط به سوی فردا  |